بابا صفرى
78
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
آنست كه شيعيان براى بهتر شناختن پيشواى مذهبى خود آنها را مطالعه نمايند . « 1 » انسان وقتى اين نوشتهها را در باب علم و دانش امام ششم شيعيان ميخواند و آنها را با مطالبى كه شادروان احمد كسروى در كتاب خود بنام « بخوانند و داورى كنند » مقايسه مىكند به ضعف و سطحى بودن نوشتههاى اخير پى ميبرد و گفتههاى او را ناشى از غرض يا عدم اطلاع و دسترسى نويسندهء آن بمآخذ معتبر ميداند و آرزو مىكند كه كاش كتابهائى مثل نوشتهء فريشلر يا نشريهء مركز تحقيقات اسلامى استراسبورگ در زمان حيات كسروى انتشار مييافت و خود وى اين نوشتههاى مستدل و مستند را ميخواند و دربارهء مطالبى كه در كتاب خود در مورد ائمهء شيعه آورده و بعضى كار - هاى نامساعد كسانى از شيعيان را به حساب آنها گذاشته است داورى مينمود . اردبيل و مذهب تشيع : بارى در اردبيل نيز با آنكه مذهب شايع آئين شافعى بود باز كسانى بخاندان حضرت على ( ع ) ارادت ميورزيدند و هروقت مقتضيات زمان براى ترويج آن كيش مساعد ميگشت به تبليغ تشيع ميپرداختند . چنان كه در عهد حكومت مرزبان محمد سالارى چنان شد و چون آن پادشاه از ديلمان گيلان و بر مذهب تشيع بود « 2 » زمينهء پيشرفت اين مذهب بيش از پيش فراهم گشت . اين مقتضيات تا سال 429 هجرى بسيار مساعد بود و شيعيگرى هيچگونه مانع و مخالفى نداشت ولى « در آنسال طغرل بيگ بن ميكائيل بن سلجوق از پادشاهان سلجوقى بسلطنت رسيد و قدغن كرد كه در قلمرو سلطنت او نبايد اسم على ( ع ) در اذان بر زبان آورده شود . از آن ببعد در تمام ولايات كه جزو حوزهء سلطنت طغرل بيگ بن ميكائيل
--> ( 1 ) - در جوامع تشيع نحوهء تبليغات دربارهء پيشوايان مذهب طورى بوده است كه پيروان آنها جز از مصائب و سرگذشتهاى اندوهبار آنان اطلاعات كاملى از رهبران خود ندارند و از مقامات علمى و تعاليم عالى انسانى آنها در مجموع بى خبر ميباشند تا جائى كه شايد بتوان گفت كه شخصيتهائى مثل حضرت صادق ( ع ) در بين طرفداران خود نيز ناشناخته ماندهاند . زيرا همهء فضائل و كمالات آنها تحت الشعاع مصائب آنها قرار گرفته است . ( 2 ) - دائرة المعارف اسلاميهء ايران و همگى شيعه . جزء اول . ص 34 .